الشيخ البهائي العاملي

926

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

بيست و سوم : حدّ آقايى كه به كشتن غلامان خود عادت كرده باشد . بيست و چهارم : حدّ مسلمانى كه به كشتن جهود عادت كرده باشد . [ 1 ] بيست و پنجم : حدّ كسى [ 2 ] كه مؤمنى را از روى عمد به ظلم كشته باشد ، چه او را در عوض او قصاص بايد كرد چنانچه در باب بيستم مذكور خواهد شد . مطلب دوم در آنچه تعلّق به حدود دارد و در آن دو فصل است : فصل اوّل : در آنچه حدود به آن ثابت مىشود بدانكه دزدى به سه چيز ثابت مىشود : اوّل : به‌گواهى دادن دو عادل پيش حاكم شرع . دوم : به‌گواهى دادن يك عادل با قسم خوردن صاحب مال . [ 3 ] سوم : به اقرار كردن دزد دو مرتبه . [ 4 ] و محارب بودن - يعنى شمشير كشيدن به‌قصد ترسانيدن مسلمانان - و استمنا كردن - يعنى به حركت دست منى بيرون آوردن - و با حيوان دخول كردن و اينها به دو چيز ثابت مىشود : اوّل : به‌گواهى دادن دو مرد عادل . دوم : به اقرار كردن يك مرتبه . و لواطه به دو چيز ثابت مىشود

--> [ 1 ] : مشكل است . ( يزدى ) [ 2 ] قصاص حدّ نيست و لذا عفو جايز است از ولىّ . ( يزدى ) [ 3 ] از براى اثبات مال نه قطع . ( يزدى ) [ 4 ] و از براى ثبوت مال يك مرتبه كافى است ، چنانچه در عبد از براى قطع مطلقاً مسموع نيست . ( يزدى )